بديع الزمان فروزانفر

372

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

شكر نعمتى است كه خدا بما بخشيده و آن قدرت و توانايى بر عمل است و جبر يعنى ترك كسب و عمل بمنزله‌ى انكار و كفران آن نعمت است ، آن گاه نتيجه مىگيرد كه شكر موجب مزيد نعمت است شايد از آن جهت كه ممارست بر عمل باعث آنست كه انسان در كار تواناتر گردد و اين ، اثر قهرى شكر است بمعنى عرفى و كفران اين نعمت كه بىكار گذاشتن اعضا و به كار نبردن قدرت است ، موجب آن مىشود كه قدرت و توانايى بر عمل از انسان و يا از اعضاى او زوال پذيرد بدليل آن كه هر گاه كسى فى المثل بر زمين بنشيند و هرگز راه نرود بتدريج قدرت او بر راه رفتن زايل مىگردد و ممكن است زمين گير شود و نيز هر يك از انواع قدرت بتمرين و ممارست فزايش مىگيرد مانند قدرت بر تفكر و مطالعه و علم آموختن و خط خوش نوشتن و ساز زدن و آواز خواندن ، و بدون ممارست و تمرين ، آن قدرت از كار فرو مىماند و سرانجام حكم عدم به خود مىگيرد و اين نيز اثر قهرى و تبعى كفران نعمت و اهمال قدرت است كه از جبر مذموم ناشى مىشود . مضمون بيت دوم مستفاد است از آيه‌ى شريفه : وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ . ( ابراهيم ، آيه 7 ) كه مفسرين مزيد نعمت را عبارت از استحقاق مغفرت و نعم روحانى و احوال قلبى گرفته‌اند . تفسير ابو الفتوح ، چاپ طهران ، ج 3 ، ص 207 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 5 ، ص 324 . و از امير المؤمنين على عليه السلام روايت شده است : إذا وصلت اليكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقله الشكر لها . تفسير ابو الفتوح ، ج 3 ، ص 207 . ناگفته نماند كه در مثنوى ، نسخه‌ى موزه‌ى قونيه و چاپ ليدن اين مصراع « سعى شكر نعمتش قدرت بود » با اضافه‌ى سعى به شكر خوانده شده و آن را